خرید عینک آفتابی اصل فروش کارتن خالی اسباب کشی آگهی رایگان بلیط هواپیما قیمت گوشی تعمیرات موبایل مشاوره تحصیلی مجله اینترنتی مگیتو مدرک معادل
بستن تبلیغات [X]
روزگار دخترک
روزگار دخترک
درباره وبلاگ
ورود اعضا
مطالب اخير
آرشيو وبلاگ
2015-08-01

چقدر خونه حس بدی داره وقتی مامان نیست

دلگیر شده خونه

حتی با وجود خواهرم و همسرش بازهم من و پدر ناراحتیم و کسل

به استا "پ" گفتم ناراحتیم

گفت زنگ بزنم صحبت کنیم؟

خودم زنگ زدم

تشخیصش رو گفت و من نگرانتر شدم بعد البته سعی در اروم کردنم داشت

واقعا دلم یک همزبون میخواد این روزها

همیشه اینطور وقتها گوشی رو برمیداشتم به دوستام زنگ میزدم اما الان رغبتی به اینکار ندارم

استاد راست میگه درونگراشدم

الکی نمیدونم چرا و به چه دلیل خیلی شیک به استاد گفتم از فلانی خوشم میاد و چون باهم خیلی رفیقیم (پدرودختری)قراره امار بگیره برام از طرف

دیوانه شدم ...آخه الان وقته این کارهاست؟

شاید زیادی غمگینم

شاید هم به حرف موسیو رسیدم که میگفت غم نبود پدرومادر رو فقط عشق قابل تحمل میکنه چون غم عظیمیه و عشق تنها حس قدرتمنده

دلم شور میزنه




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 111 ،
2015-08-03

بلاخره چسبی که به روحم چسبیده بود خودش وا رفت و کنده شد.

راحت شدم از وجود بد قدمش




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 114 ،
2015-08-04

میشه یکی از ته دل دعا کنه من مشکلاتم حل بشه راهم باز بشه بین این همه دردسر وقت بشه برای آزمون مهم اذرماه درس بخونم؟به خدا خیلی ناراحتم که نمیتونم درس بخونم دارم دق میکنم




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 110 ،
2015-08-05

امروز مامان ترخیص شد.

خوشحالم که حالش بهتر شده

دیشب تا ساعت 2 اشک میریختم از بابت به هم ریختگی اوضاع ، داداشه یک حرکتی کرد پدرم و من از شدت عصبانیت با ارامبخش خوابیدیم شب.چرا باید موقع مریضی مامان دائم بره مسافرت و خوشی؟ اخرم خودش رو از توبیخ مبرا بدونه...

دیشب بچه های گروه ش ش کلی پیام خصوصی دادند و همدردی کردند

گاهی حتی همدردی زبانی هم بسیار انسان رو امیدوار میکنه به زندگی

تمام کارهای شخصیم مونده این چند وقت باید کم کم یک فکری برای انجام بکنم همه هم اداری ...




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 117 ،
2015-08-06

مامان رو خوشگل کنی

خودت رو خوشگل کنی

لاک طلایی واسه ساعت های طلایی پیش رو بزنی

سنجاق سر صدفی رنگ رو برای اولین بار بزنی دو طرف موهای کوتاه دخترونه ات

شام حاضر با مخلفات

منتظر بابای خونه باشی که بیاد تا جمع سه نفره کامل بشه

لازم نیست پنج شنبه همیشه با دوستی بیرون از خونه سپری بشه تا شاد باشه




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 116 ،
2015-08-08

به زندگی ام پی تری عادت کردم

صبحانه مامان اینارو اماداه کردم و خوردن و ظرفها رو شستم ، رفتم به سمت کلی کار اداری

اول خواهرم رو بردم برای کارآموزی معرفی کردم به مجموعه فرهنگی که آشنا دارم اونجا

بعد کلانتری و تکمیل مراحل شکایت از دندانپزشک

نامه دادند برم از مطب مدارک و پرونده پزشکی رو تحویل بگیرم که نبود و تلفنی هم از اینکه من واقعا اینطور پیگیر شکایت هستم تعجب کرد .

رفتم اصل مدرک کاردانی رو گرفتم

برگشتم ساعت 2/30 شده بود ناهارم آماده بودم از شب قبل ، بعد از شستن ظرفها و مرتب کردن خونه کمی خوابیدم که بیدارشم برم باشگاه ثبت نام، خسته بودم نرفتم

باید برم بین دوتا باشگاه نزدیک خونه ببینم کدوم دستگاههای بهتری برای بدنسازی دارند

......................................

دکتر ...آخ دکتر ..... بابایی دکتر استادِمن ....

دیشب در جهت رفع نگرانی دکتر"پ" از دردهای زندگیم براش نوشتم: نگران زندگی من نباشید من به مشکلاتم عادت کردم.شما سرکلاس منو شاد دیدید و در ابتدای به فرزندی قبول کردنم هم همیشه سعی کردم شاد باشم و بخندونمتون ،کاری که در مقابل همه همیشه انجام دادم.خدای من بزرگتر از مشکلاتمه.

جواب داد : استراتژی شما در زندگی غلطه اما روحیه تون قابل تحسینه،ضمنا برای همیشه مثل دختر من خواهید بود این موضوع رو سالها بعد هم خواهیم دید و خاطرات امروز رو بیاد میاریم

دلم نمیخواد انرژی منفی باشم براش . باید اتفاقات خوب رقم بزنم تا براش خبرهای خوب ببرم

من بهترینم و بهترینهارو از باغچه زندگی میچینم و در سبد خاطراتم میگذارم




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 113 ،
2015-08-09

فردا اولین پرونده زندگی ام را پیش میبرم

اولین جلسه نظام پزشکی

حالا میفهمم چرا دوستان وکیل انقدر شب قبل از دادگاه اضطراب دارند. واقعا خیلی استرس زاست

به انرژی مثبت زیادی نیاز دارم تا رای به نفع ام بگیرم




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 112 ،
2015-08-10

فعلا خانوم دکتر کیش شد در حرکت بعدی باید مات بشه

امروز رای به نفع من شد اما دکتر گفت خسارت رو بیمه بده من در توانم نیست و این کار رو سخت کرد چون در دادسرا با مامور بیمه که خبره رای گرفتن هست تا بار خسارت رو از دوش بیمه گذار برداره ،طرف هستم

لعنت به دکترای بی مسوولیت

امروز بعد از خارج شدن از ساختمون نظام پزشکی به دکتر "پ" زنگ زدم تا خبر بدم رای به نفع من شد . خوشحال شد. برام پیغام گذاشته دوستت دارم دخترم و اینکه خوشحال شده از پیروزی من در بین خستگی شغلی .

براش نوشتم که مطمئنم حضورش در زندگی من حکمت خداست برای این روزهای سخت من و اگر در مدت بستری مامان ایشون نبود من درس رو کاملا رها میکردم اما حالا حتی روزی یکساعتم شده وقت پیدا میکنم درس میخونم چون فهمیدم شما دوست دارید من و الی قبول بشیم

جواب داده من انقدرا که گفتی خوب نیستم اما ارزوم دیدن موفقیت شما دوتاست

احساس میکنم عمیقا روحش خسته است و به یک اتفاق خیلی بزرگ و شیرین و هیجان انگیز نیاز داره

کاش خدا برای دکتر روزهای خیلی خوب بسازه

..................................

ساعت 12.5 دقیقه تبریک گفتم تولد استاد "ک" رو

مطمئنم غافلگیر شد

خوشم میاد پسرک رو متعجب کنم

بعد از من بقیه هم تبریک گفتند اما با اختلاف زمانی زیاد احساس کردم کسی انتظارشو نداشت

دکتر "پ" معتقده باید صمیمی تر تبریک میگفتم

من معتقدم تابلو میشه

به هرحال کلی با دکتر "پ" شیطنت کردیم راجع بهش




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 123 ،
2015-08-14

زیادی رو دکتر "م" حساس شدم بدم میاد الی هی باهاش مشاعره میکنه.

زیادی رو رفتار آدمها حساسم بدم میاد دکتر"پ" من رو با الی مقایسه میکنه همیشه.اصلا همینکه از دوتامون در مورد یک موضوع سوال میکنه و جوابهامون رو مقایسه میکنه خیلی ناراحت میشم ، از خودش ناراحت نمیشم از کار ندانسته اش ناراحتم.

خواهر بزرگه دیروز تلفنی هرچی دلش خواست بهم گفت و منم در حال گریه بودم که بابام اومد و جریان رو فهمید و گفت دیگه با این عوضیا حرف نزن

نمیدونم چه مرگشون شده که انقدر از من فاصله گرفتند

میانگین هر روز مهمان داریم به دلیل ملاقات مامان و این باعث میشه کمتر وقت کنم درس بخونم

به شدت دلم میخواد برم باشگاه اما فعلا همه چی معلق مونده




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 108 ،
2015-08-14

وقتی میفهمی زندگیتو تباه کردی برای پدرومادرت و اونها در دلشون بچه های ناخلفشون رو که تو رو در نگهداری پدرومادرت تنها رها کردند خیلی بیشتر از تو دوست دارند حالت از حماقتت به هم میخوره و لال میشی و از درون میشکنی و به خودت قول میدی سریعتر موقعیت اجتماعیت رو درست کنی تا خلاص بشی از این همه فشار عصبی

وقتی میفهمی در هیچ جمعی به دلیل خانواده مزخرفت جا نداری از همه فاصله میگیری و سعی میکنی بهترین باشی تا کمی از غمت جبران بشه

وقتی میفهمی حوصله خودت رو هم نداری از گروه تلگرام الی خارج میشی چون فهمیدی که حرفات باعث سوء تفاهم برای دیگران میشه نسبت به الی و ازین حمایت دکتر"پ" از الی و متهم کردن تو درحالی که منظوری نداشتی دلت میشکنه

وقتی کاملا مشخصه زمانی که الی آنلاینه بیشتر سمت اون هست صحنه رو ترک میکنی تا به درد تنهایی بی پایان خودت بمیری

وقتی میفهمی خیلی بدبختی فقط خودتو سرگرم میکنی در کتابها

من همچنان دارم مقاومت میکنم که دختر محبوب و مهربون همیشگی همه باشم و عقده ای و حسود نباشم اما واقعا شرایط اطرافم افتضاح داره منو به سمتی میبره که تبدیل بشم به یک دختر تنهای عقده ای

خیلی خسته ام خدا میفهمی؟ خیلی




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 118 ،






آمار وبلاگ
  • کل بازدید : 2917
  • بازدید امروز :6
  • بازدید دیروز : 10
  • بازدید این هفته : 24
  • بازدید این ماه : 158
  • تعداد نظرات : 4
  • تعداد کل پست ها : 10
  • افراد آنلاین : 2
امکانات جانبی
بالای صفحه